باز باران با ترانه....
به نام خدا و سلام
سلام به دوستان هم دانشگاهیم. به عزیزانی که فارغ التحصیل شده اند و دوستانی که هنوز هستند. خیلی وقت بود که وبم رو آپ نکرده بودم. به نظرم علتش اینه که کسانیکه دغدغه هاشون و اعتقادشون به چیزی که یه زمان برای خودشون تکلیف میدونستند خیلی عمیق نبوده بنابراین تا محیط عوض میکنن تکالیفشون از یاد میره و به محیط جدیدشون می پردازن. البته برخی واقعا تکالیف جدیدی پیدا می کنند. منم از این قاعده پیروی کردم و مدتی سرگرم انس با شرایط جدید بودم اما بعد از ماهها و تجربه چن تا محیط جدید و متفاوت از دانشگاه متوجه شدم که هیچ کدومشون مثل دانشگاه تربیت معلم نمیشه. به همین خاطر خواستم مقداری از وقتم رو به وبلاگ نویسی و ارتباط با دوستان تربیت معلمی اختصصاص دهم. میدونم اسم دانشگاه عوض شده اما چون " تربیت معلم" برای بچه های قبل سال ۹۰ حس نوستالوژیک خاصی داره ازش استفاده میکنم.
دوره کارشناسی ام در تربیت معلم پر بود از خاطرات بسیار بسیار خوب که قصد دارم از این به بعد برخی شان را برای مخاطبین وبلاگ که اکثرشان دوستان عزیز و حوبم هستند بازگو کنم. امیدوارم سایر برادران و خواهران بسیج تربیت معلم هم خاطرات زیبای دوران خوش شب نخوابی های کار تشکلی و جارو جنجال های جلسات و اردوهای قم و جنوب و جهادی و آمفی تئاتر علوم پایه و فریاد بی حنجره و ... را نگذارند که به بوته فراموشی سپرده شود. ان شاءالله
به نام خدا و سلام